السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )
512
سيره معصومان ( فارسي )
فرارى دادند و ربيعيان ساكن بصره بر ربيعيان كوفى حمله كردند و آنان را شكست دادند و على ( ع ) به همراه مضريان كوفه ، آهنگ مضريان بصره را كرد و گفت : « از مرگ چاره نيست . گريزنده را در مىيابد و بر جاى مانده را رها نمىكند . » اين فرمايش از جمله سخنان بلند و جاويد آن حضرت به شمار مىآيد . يمينيان كوفه بازگشتند . پانزده تن از آنان كه از قبيلهء همدان بودند و پنج تن ديگر از ديگر يمينيان ، در كنار رايت خود از پاى درآمدند . چون يزيد بن قيس اين وضعيت را مشاهده كرد ، رايت را گرفت و از آن به خوبى محافظت كرد . ابن ابى نمران همدانى ، از ياران على ( ع ) ، در حال جنگ چنين مىخواند : در ميان ازديان شمشير خود را از نيام بيرون كشيدم و بر پير و جوانشان ضربت زدم و هر دراز بازويى حمله مىآورد . [ ضرب المثل است ] . مردم ربيعه به كوفه آمدند و جنگى سخت كردند . دو تن از آنان در كنار رايت خود از پاى درآمدند . كار بالا گرفت . چون جنگاوران مضرى كوفى و بصرى ، چنين استقامتى ديدند ، بانگ برداشتند حال كه پايدارى مىكنند دستها و پاها را قطع كنيد . آنها به قصد زدن دست و پا شمشير مىزدند . هيچ جنگى پيش از اين واقعه يا بعد از آن ، عظيمتر از اين جنگ ديده نشد و تا اين حد دست و پا قطع نشد . اگر دست يا پاى كسى در اين جنگ مجروح مىشد ، تقاضا مىكرد او را بكشند . عايشه به سمت چپ خويش نگريست و گفت : اينان چه كسانى هستند ؟ صبرة بن شيبان گفت : اينان فرزندان ازدى تواند . عايشه گفت : « اى آل غسان از مقاومت خود كه دربارهء آن بسيار چيزها شنيدهام نگاهبانى كنيد » و به اين شعر تمثّل جست : مدافعان غسان پايدارى كردند و كعب و اوس و شيب نيز مقاومت كردند . ازديان ، سرگين شتر را بر مىگرفتند و مىبوييدند و مىگفتند : بوى سرگين شتر مادر ما بوى مشك دهد . عايشه به كسى كه در سمت راست او بود گفت : اين قوم چه كسانىاند ؟ گفتند : اينها از بكر بن وائل هستند . عايشه گفت : من در حق ايشان همان را گويم كه شاعر گفته : آنان در زره نزد ما آمدند كه ايشان از بزرگان و ارجمندان بكر بن وائل بودند . روبهروى شما عبد القيس قرار گرفتهاند . ( عايشه اطرافيان خود را به جنگ با عبد القيس كه به دوستدارى على ( ع ) معروف بودند ، تحريك مىكرد ) پس ميان آنان جنگى سختتر از گذشته روى داد . عايشه به طرف سپاهى كه در برابرش بود ، روى كرد و گفت : اينان از كدام قبيلهاند ؟ گفتند : از بنى ناجيه . گفت : « بهبه شمشيرهايى ابطحى و قريشى نشان » . پس آنها نبردى سخت و كم نظير از خود به نمايش گزاردند . بنابر روايتى ديگر عايشه گفت : اى بنى ناجيه ، پايدارى كنيد . من در شما نشانههاى قريش را بازمىشناسم .